واقعا جبر چیست؟

معنی و مفهوم جبری که امروز بین مردم رایج و معمول است خیلی صحیح و درست نیست و ناشی از بی عرضگی و عدم تلاش و…. خود است که به پای جبر و سرنوشت میگذارند و بعد ها که مینشینند فکر میکنند میگویند دیدی راه درست همین بود و من چقدر آن زمان بیخودی نارحت شدم و افسوس خوردم که چرا آن کار انجام ندادم و یا مثلا آن کار را انجام دادم ولی غافل از اینکه با این نوع فکر و ول کردن زندگی به حال خود تو تنها بازنده ای و فرصت ها و موقعیت ها را یکی پس از دیگری از دست میدهی تفسیر وتوضیح در این مورد خیلی خیلی زیاد واقعا خیلی زیاد

فقط تنها ترین جمله که میتوانم بگم و این موضوع را ختم دهد این است که 

ما انسان ها هیچ چیز هیچ چیز از کار ها و علت کار های خدا نمی‌دانیم فقط همین 

هر کسی که میگه من حقیقت محض کارهای خدا را میدونم پس واقعا از اولیا است

در نظر خودمان است که برای یک اتفاق یک علت میدهیم و ربط میدهیم به خدا و میگیم خدا دلیلش از انجام این کار همین بود. اما به احتمال زیاد اگر بتوانیم بفهمیم که نخواهیم توانست. طرز فکر و نتیجه گیری ما تنها اپسیلونی هم از حقیقت و دلیل آن کار خدا نیست و اصلا شاید ربطی هم نداشته باشد

چرا ؛ باز میخوام کوتاه بگم که چون تو این دنیا شما هیچ وقت تو هیچ چیز دقیق و کاملا با حساب کتاب رو حق مسلط نیستید و تنها کسی که میدونه ذات  حق و حقیقت  چیه و چی به چیه خداست 

و درست به همین علت است که این همه تفسیر ها و اختلاف نظر ها در طول تاریخ در هر مورد و هر موضوع پیش اومده 

هرکس از ظن خود شد یار من،  این جمله فکر کنم متناسب باشه با منظوره من


“وصف حال”

این قسمت ربطی به بالا نداره و جدا از اونه،  بالایی رو کلا فراموش کنید 


جبر واقعی ( احتمالا)

جبر واقعی یعنی اینکه وضعیت و جهت اتفاق ها و معلول ها را در کشور و جهان ببینی و بدانی ولی هیچ غلطی نتوانی بکنی. علت را میدانی ولی چون تنهایی و جوانی صدایت به جایی نمیرسد و آن اتفاق می افتد

 عین چیزی که در ذهنت پیش بینی کرده بودی و تو تنها مثل دفعات قبل فقط باید حرص بخوری!

یکی از دلایل ؛چون همیشه مردم دیر توجیح میشوند دیر درست ترین راه را میفهمند، و امان از رذیله های  ذلیل کننده مثل تعصب بیجا مثل دیدگاه و داده های غلط به تفکر 

تو داده هم حرف است که چه کسی داده ها را داده، از کجا آمده.شاید آن داده ها صدر درصد هم درست و حق باشد وخواسته های به حق ان قشر و گروه باشد و ناشی از عدالت و خیر خواهی باشد اما در این برهه از زمان اصلا درست نیست چون یک بهانه ای است از سوی دشمن که از زبان دوست گفته میشود و فرد متاسفانه شرایط را نمیفهمد و جاده خاکی و هزینه درست میکند…الی آخر 

 جبر یعنی  با آگاهی و توجیه بودن یک نفر از وضع موجود و پیش بینی درست از آینده نمیتوان مانع از رویدادن اتفاق های بزرگ کشوری و جهانی  بود.

+ شاید قرار نیست تو با دانستنت مسیر بشر را مختل کنی. مثل اینکه به بچه ی ۱۰ ساله همین ابتدا شبهات دین را بگی و تشریح کنی که چنین وضعیتی داریم

همین. تمام شد 🙂

چه مثال بدی زدم برای خط اخر:-) 

+ فهمیدید چی گفتم 🙂 

معنی و مفهوم جبری که امروز بین مردم رایج و معمول است خیلی صحیح و درست نیست و ناشی از بی عرضگی و عدم تلاش و.... خود است که به پای جبر و سرنوشت میگذارند و بعد ها که مینشینند فکر میکنند میگویند دیدی راه درست همین بود و من چقدر آن زمان بیخودی نارحت شدم و افسوس خوردم که چرا آن کار انجام ندادم و یا مثلا آن کار را انجام دادم ولی غافل از اینکه با این نوع فکر و ول کردن زندگی به حال خود تو تنها بازنده ای و فرصت ها و موقعیت ها را یکی پس از دیگری از دست میدهی تفسیر وتوضیح در این مورد خیلی خیلی زیاد واقعا خیلی زیاد

فقط تنها ترین جمله که میتوانم بگم و این موضوع را ختم دهد این است که 

ما انسان ها هیچ چیز هیچ چیز از کار ها و علت کار های خدا نمی‌دانیم فقط همین 

هر کسی که میگه من حقیقت محض کارهای خدا را میدونم پس واقعا از اولیا است

در نظر خودمان است که برای یک اتفاق یک علت میدهیم و ربط میدهیم به خدا و میگیم خدا دلیلش از انجام این کار همین بود. اما به احتمال زیاد اگر بتوانیم بفهمیم که نخواهیم توانست. طرز فکر و نتیجه گیری ما تنها اپسیلونی هم از حقیقت و دلیل آن کار خدا نیست و اصلا شاید ربطی هم نداشته باشد


چرا ؛ باز میخوام کوتاه بگم که چون تو این دنیا شما هیچ وقت تو هیچ چیز دقیق و کاملا با حساب کتاب رو حق مسلط نیستید و تنها کسی که میدونه ذات  حق و حقیقت  چیه و چی به چیه خداست 

و درست به همین علت است که این همه تفسیر ها و اختلاف نظر ها در طول تاریخ در هر مورد و هر موضوع پیش اومده 

هرکس از ظن خود شد یار من،  این جمله فکر کنم متناسب باشه با منظوره من


"وصف حال"

این قسمت ربطی به بالا نداره و جدا از اونه،  بالایی رو کلا فراموش کنید 


جبر واقعی ( احتمالا)

جبر واقعی یعنی اینکه وضعیت و جهت اتفاق ها و معلول ها را در کشور و جهان ببینی و بدانی ولی هیچ غلطی نتوانی بکنی. علت را میدانی ولی چون تنهایی و جوانی صدایت به جایی نمیرسد و آن اتفاق می افتد

 عین چیزی که در ذهنت پیش بینی کرده بودی و تو تنها مثل دفعات قبل فقط باید حرص بخوری!

یکی از دلایل ؛چون همیشه مردم دیر توجیح میشوند دیر درست ترین راه را میفهمند، و امان از رذیله های  ذلیل کننده مثل تعصب بیجا مثل دیدگاه و داده های غلط به تفکر 

تو داده هم حرف است که چه کسی داده ها را داده، از کجا آمده.شاید آن داده ها صدر درصد هم درست و حق باشد وخواسته های به حق ان قشر و گروه باشد و ناشی از عدالت و خیر خواهی باشد اما در این برهه از زمان اصلا درست نیست چون یک بهانه ای است از سوی دشمن که از زبان دوست گفته میشود و فرد متاسفانه شرایط را نمیفهمد و جاده خاکی و هزینه درست میکند...الی آخر 

 جبر یعنی  با آگاهی و توجیه بودن یک نفر از وضع موجود و پیش بینی درست از آینده نمیتوان مانع از رویدادن اتفاق های بزرگ کشوری و جهانی  بود.


+ شاید قرار نیست تو با دانستنت مسیر بشر را مختل کنی. مثل اینکه به بچه ی 10 ساله همین ابتدا شبهات دین را بگی و تشریح کنی که چنین وضعیتی داریم

همین. تمام شد :)


چه مثال بدی زدم برای خط اخر:-) 

+ فهمیدید چی گفتم :-) 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.