مقایسهء نگرش جوانان مراکز استان‌های کشور

مبحث سوم:مقایسهء نگرش جوانان مراکز استان‌های کشور

در بررسی از وضعیت و نگرش مسائل جوانان مراکز استان‌های کشور دو نکتهء قابل تأمل‌ است:

یکی این که نقاط منفی جوانان در مقیاس ۶ درجه‌ای مورد مطالعه در سطحی پایین‌تر از میانگین(با حداقل 2/15 و حداکثر 3/31)است.نکته دیگر این است که شدت‌ روحیات و ویژگی‌های منفی در بین جوانان ما هشداردهنده است و باید خطر گسترش‌ آن را جدی گرفت.[1]

خانواده علی‌رغم مشکلاتی که دارد،منبع مهمی در ایجاد آرامش و امنیت برای‌ فرزندان است،امّا در مراکز استان‌های کشور کارکردهای خانواده دچار مشکلات جدی‌ است.

وقتی که ۲۵%خانواده‌ها جو ناآرامی داشته و 54%خانواده‌ها به بهانه‌های مختلف‌ جوانان خود را مورد سرزنش قرار می‌دهند و 22%خانواده‌ها بین فرزندانشان تبعیض‌ قائل می‌شوند و 30%از خانواده‌ها در ارتباط با فرزندان کلمات ناشایست به کار می‌برند و به آنان اهانت می‌کنند و 42%از خانواده‌ها نمی‌توانند از راه مسالمت‌آمیز مشکلاتشان‌ را حل نمایند و… ؛ طبیعی است که نهاد خانواده و روابط آن در سطح کشور دچار مشکل‌ است و خانواده‌ها به آموزش و تغییر رفتار خود نیاز بیشتری دارند و این مشکل در خانواده‌ها حاکی از وجود یک آشفتگی پاتالوژیک در میان گروه‌های بزرگی از مردم‌ است که به جای گفت‌وگو کردن با فرزندان،بحث و مشاجره و احیاناً به کارگیری شیوه‌های تنبیه بدنی را در پیش می‌گیرند که این مسئله عواقب ناگواری در ایجاد زمینه‌های بزه برای فرزندان و یا کل خانواده دارد.[2]

مقوله سرکشی با برخی از مشکلات در خانواده ارتباط تنگاتنگی دارد.در تحقیقاتی‌ که در بررسی وضعیت جوانان در خانواده‌ها انجام گرفته فقدان آرامش و امنیت در خانواده(با ضریب 0/21-)پیش‌بینی‌کننده سرکشی جوانان است.فقدان ارتباطات مثبت‌ در درون خانواده نیز(با ضریب 0/13-)می‌تواند سرکشی جوانان را پیش‌بینی کند.کم‌ توجهی به ضرورت حفظ وحدت خانواده و گرایش به جدایی از همسر(با ضریب‌ 0/14)وجود بی‌تفاوتی در خانواده و به حال خود رها کردن فرزندان(با ضریب 0/10) همگی از جمله عوامل پیش‌بینی‌کننده سرکشی جوانان هستند که در این زمینه توجه به‌ اصلاح امور خانواده ضروری و قطعی است.[3]

هم‌چنین تعارض با والدین(0/29)غرب‌زدگی(0/6-)و اعتیاد(0/17-)می‌تواند باعث روابط غیر دوستانه با والدین و بزرگسالان شود.در کنار آن ارتباطات مثبت درون‌ خانواده(0/19)عملکرد دینی و ملی خانواده(0/15)وابستگی به خانواده(0/12) خانواده قدرتمند،با ابهت و پاسخ‌گو(0/11)و خانواده آسان‌گیر(0/6)از عوامل مهمی‌ است که پیش‌بینی‌کننده تفاهم جوانان با والدین و بزرگ‌ترها است.[4]

مبحث چهارم:خشونت خانوادگی و بزه‌دیدگی

خشونت،استفاده عمدی از نیرو با قدرت فیزیکی با تهدید یا تمایل بر روی خود یا دیگری یا بر یک گروه یا جامعه است که می‌تواند آسیب یا همواره با احتمال ایجاد جراحت،مرگ،آسیب روحی،اختلال رشد یا محرومیت‌های گوناگون باشد.

“براون‌”عوامل مهمی را در خشونت‌های خانوادگی مؤثر می‌داند از جمله: مشکلات‌ زناشویی،عدم درک صحیح زنان از موقعیت خود،افسردگی،مردسالاری،فرهنگ و آداب و رسوم جوامع،انزوای اجتماعی و…[5]

اگر محیط خانواده بستر ایجاد خشونت و پرخاشگری باشد می‌تواند نقش قطعی در افزایش رفتار خشونت‌آمیز و بروز ظهور آن ایفا کند.[6]

به عقیده روان‌شناسان اجتماعی،عدم رضایت فرد از محیط و اطرافیان،ناراحتی‌ها و عقده‌هایی که طفل از پدر و مادر و مدیر و معلم و مدرسه دارد سبب پیدایش این حالت و عقده تکانی در فرد می‌شود.[7]

بررسی‌ها و تحقیقات ثابت می‌کند که تأثیر خشونت خانوادگی بر قربانی،عامل‌ خشونت و فرد ثالث است.

تأثیر بر قربانی به صورت کاهش کارآیی در محیط کار،کاهش‌ یادگیری و عدم توانایی در برقراری روابط اجتماعی است و زمینه‌ساز انواع اختلالات روانی و بیماری‌های روحی و روانی و در نهایت زمینه‌ساز رفتار انحرافی است.

تحقیق جدیدی در”لوس آنجلس و کالگاری‌”مشخص کرد افرادی که در کودکی‌ مورد تجاوز جنسی قرار گرفتند دو برابر دیگران در خطر ابتلا به مشکلات روانی از افسردگی تا هیجان‌زدگی هستند،میزان تمایل آنها به استفاده از مواد مخدر دو برابر بیشتر از دیگران است،اعتماد به نفس ندارند و در روابط صمیمانه با خود و دیگران‌ متزلزل‌اند.[8]

خشونت و اعمال آن علاوه بر کودکان و یا زنان،متوجه افراد کهن سال در خانواده‌ها می‌شود.البته جنبش زنان و کودکان در دهه‌های 60 و 70 میلادی سهم مهمی در شناخت پدیده خشونت داشتند و افکار عمومی را متوجه آن ساختند.

تعدادی از پژوهش‌ها نشان می‌دهد که اعمال خشونت،رفتاری اکتسابی است و خشونت‌های خانگی که شخص در دوران کودکی به عنوان ناظران اولیه شاهد آنها بوده و یا خود قربانی آن خشونت شده است پیامدهای سوئی بر آینده وی می‌گذارد و شخص با یادگیری رفتار،آن را از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کند؛در واقع پدر و مادران خشن‌ امروز،کودکان خشن دیروزی‌اند.


  

مبحث سوم:مقایسهء نگرش جوانان مراکز استان‌های کشور

در بررسی از وضعیت و نگرش مسائل جوانان مراکز استان‌های کشور دو نکتهء قابل تأمل‌ است:

یکی این که نقاط منفی جوانان در مقیاس 6 درجه‌ای مورد مطالعه در سطحی پایین‌تر از میانگین(با حداقل 2/15 و حداکثر 3/31)است.نکته دیگر این است که شدت‌ روحیات و ویژگی‌های منفی در بین جوانان ما هشداردهنده است و باید خطر گسترش‌ آن را جدی گرفت.[1]

خانواده علی‌رغم مشکلاتی که دارد،منبع مهمی در ایجاد آرامش و امنیت برای‌ فرزندان است،امّا در مراکز استان‌های کشور کارکردهای خانواده دچار مشکلات جدی‌ است.

وقتی که 25%خانواده‌ها جو ناآرامی داشته و 54%خانواده‌ها به بهانه‌های مختلف‌ جوانان خود را مورد سرزنش قرار می‌دهند و 22%خانواده‌ها بین فرزندانشان تبعیض‌ قائل می‌شوند و 30%از خانواده‌ها در ارتباط با فرزندان کلمات ناشایست به کار می‌برند و به آنان اهانت می‌کنند و 42%از خانواده‌ها نمی‌توانند از راه مسالمت‌آمیز مشکلاتشان‌ را حل نمایند و... ؛ طبیعی است که نهاد خانواده و روابط آن در سطح کشور دچار مشکل‌ است و خانواده‌ها به آموزش و تغییر رفتار خود نیاز بیشتری دارند و این مشکل در خانواده‌ها حاکی از وجود یک آشفتگی پاتالوژیک در میان گروه‌های بزرگی از مردم‌ است که به جای گفت‌وگو کردن با فرزندان،بحث و مشاجره و احیاناً به کارگیری شیوه‌های تنبیه بدنی را در پیش می‌گیرند که این مسئله عواقب ناگواری در ایجاد زمینه‌های بزه برای فرزندان و یا کل خانواده دارد.[2]

مقوله سرکشی با برخی از مشکلات در خانواده ارتباط تنگاتنگی دارد.در تحقیقاتی‌ که در بررسی وضعیت جوانان در خانواده‌ها انجام گرفته فقدان آرامش و امنیت در خانواده(با ضریب 0/21-)پیش‌بینی‌کننده سرکشی جوانان است.فقدان ارتباطات مثبت‌ در درون خانواده نیز(با ضریب 0/13-)می‌تواند سرکشی جوانان را پیش‌بینی کند.کم‌ توجهی به ضرورت حفظ وحدت خانواده و گرایش به جدایی از همسر(با ضریب‌ 0/14)وجود بی‌تفاوتی در خانواده و به حال خود رها کردن فرزندان(با ضریب 0/10) همگی از جمله عوامل پیش‌بینی‌کننده سرکشی جوانان هستند که در این زمینه توجه به‌ اصلاح امور خانواده ضروری و قطعی است.[3]

هم‌چنین تعارض با والدین(0/29)غرب‌زدگی(0/6-)و اعتیاد(0/17-)می‌تواند باعث روابط غیر دوستانه با والدین و بزرگسالان شود.در کنار آن ارتباطات مثبت درون‌ خانواده(0/19)عملکرد دینی و ملی خانواده(0/15)وابستگی به خانواده(0/12) خانواده قدرتمند،با ابهت و پاسخ‌گو(0/11)و خانواده آسان‌گیر(0/6)از عوامل مهمی‌ است که پیش‌بینی‌کننده تفاهم جوانان با والدین و بزرگ‌ترها است.[4]

مبحث چهارم:خشونت خانوادگی و بزه‌دیدگی

خشونت،استفاده عمدی از نیرو با قدرت فیزیکی با تهدید یا تمایل بر روی خود یا دیگری یا بر یک گروه یا جامعه است که می‌تواند آسیب یا همواره با احتمال ایجاد جراحت،مرگ،آسیب روحی،اختلال رشد یا محرومیت‌های گوناگون باشد.

"براون‌"عوامل مهمی را در خشونت‌های خانوادگی مؤثر می‌داند از جمله: مشکلات‌ زناشویی،عدم درک صحیح زنان از موقعیت خود،افسردگی،مردسالاری،فرهنگ و آداب و رسوم جوامع،انزوای اجتماعی و...[5]

اگر محیط خانواده بستر ایجاد خشونت و پرخاشگری باشد می‌تواند نقش قطعی در افزایش رفتار خشونت‌آمیز و بروز ظهور آن ایفا کند.[6]

به عقیده روان‌شناسان اجتماعی،عدم رضایت فرد از محیط و اطرافیان،ناراحتی‌ها و عقده‌هایی که طفل از پدر و مادر و مدیر و معلم و مدرسه دارد سبب پیدایش این حالت و عقده تکانی در فرد می‌شود.[7]

بررسی‌ها و تحقیقات ثابت می‌کند که تأثیر خشونت خانوادگی بر قربانی،عامل‌ خشونت و فرد ثالث است.

تأثیر بر قربانی به صورت کاهش کارآیی در محیط کار،کاهش‌ یادگیری و عدم توانایی در برقراری روابط اجتماعی است و زمینه‌ساز انواع اختلالات روانی و بیماری‌های روحی و روانی و در نهایت زمینه‌ساز رفتار انحرافی است.

تحقیق جدیدی در"لوس آنجلس و کالگاری‌"مشخص کرد افرادی که در کودکی‌ مورد تجاوز جنسی قرار گرفتند دو برابر دیگران در خطر ابتلا به مشکلات روانی از افسردگی تا هیجان‌زدگی هستند،میزان تمایل آنها به استفاده از مواد مخدر دو برابر بیشتر از دیگران است،اعتماد به نفس ندارند و در روابط صمیمانه با خود و دیگران‌ متزلزل‌اند.[8]

خشونت و اعمال آن علاوه بر کودکان و یا زنان،متوجه افراد کهن سال در خانواده‌ها می‌شود.البته جنبش زنان و کودکان در دهه‌های 60 و 70 میلادی سهم مهمی در شناخت پدیده خشونت داشتند و افکار عمومی را متوجه آن ساختند.

تعدادی از پژوهش‌ها نشان می‌دهد که اعمال خشونت،رفتاری اکتسابی است و خشونت‌های خانگی که شخص در دوران کودکی به عنوان ناظران اولیه شاهد آنها بوده و یا خود قربانی آن خشونت شده است پیامدهای سوئی بر آینده وی می‌گذارد و شخص با یادگیری رفتار،آن را از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کند؛در واقع پدر و مادران خشن‌ امروز،کودکان خشن دیروزی‌اند.



  

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.