خشونت خانوادگی و بزه‌دیدگی

مبحث چهارم:خشونت خانوادگی و بزه‌دیدگی

خشونت،استفاده عمدی از نیرو با قدرت فیزیکی با تهدید یا تمایل بر روی خود یا دیگری یا بر یک گروه یا جامعه است که می‌تواند آسیب یا همواره با احتمال ایجاد جراحت،مرگ،آسیب روحی،اختلال رشد یا محرومیت‌های گوناگون باشد.

“براون‌”عوامل مهمی را در خشونت‌های خانوادگی مؤثر می‌داند از جمله: مشکلات‌ زناشویی،عدم درک صحیح زنان از موقعیت خود،افسردگی،مردسالاری،فرهنگ و آداب و رسوم جوامع،انزوای اجتماعی و…[1]

اگر محیط خانواده بستر ایجاد خشونت و پرخاشگری باشد می‌تواند نقش قطعی در افزایش رفتار خشونت‌آمیز و بروز ظهور آن ایفا کند.[2]

به عقیده روان‌شناسان اجتماعی،عدم رضایت فرد از محیط و اطرافیان،ناراحتی‌ها و عقده‌هایی که طفل از پدر و مادر و مدیر و معلم و مدرسه دارد سبب پیدایش این حالت و عقده تکانی در فرد می‌شود.[3]

بررسی‌ها و تحقیقات ثابت می‌کند که تأثیر خشونت خانوادگی بر قربانی،عامل‌ خشونت و فرد ثالث است.

تأثیر بر قربانی به صورت کاهش کارآیی در محیط کار،کاهش‌ یادگیری و عدم توانایی در برقراری روابط اجتماعی است و زمینه‌ساز انواع اختلالات روانی و بیماری‌های روحی و روانی و در نهایت زمینه‌ساز رفتار انحرافی است.

تحقیق جدیدی در”لوس آنجلس و کالگاری‌”مشخص کرد افرادی که در کودکی‌ مورد تجاوز جنسی قرار گرفتند دو برابر دیگران در خطر ابتلا به مشکلات روانی از افسردگی تا هیجان‌زدگی هستند،میزان تمایل آنها به استفاده از مواد مخدر دو برابر بیشتر از دیگران است،اعتماد به نفس ندارند و در روابط صمیمانه با خود و دیگران‌ متزلزل‌اند.[4]

خشونت و اعمال آن علاوه بر کودکان و یا زنان،متوجه افراد کهن سال در خانواده‌ها می‌شود.البته جنبش زنان و کودکان در دهه‌های 60 و 70 میلادی سهم مهمی در شناخت پدیده خشونت داشتند و افکار عمومی را متوجه آن ساختند.

تعدادی از پژوهش‌ها نشان می‌دهد که اعمال خشونت،رفتاری اکتسابی است و خشونت‌های خانگی که شخص در دوران کودکی به عنوان ناظران اولیه شاهد آنها بوده و یا خود قربانی آن خشونت شده است پیامدهای سوئی بر آینده وی می‌گذارد و شخص با یادگیری رفتار،آن را از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کند؛در واقع پدر و مادران خشن‌ امروز،کودکان خشن دیروزی‌اند.

گفتار اول:راه‌های اصلاح و کنترل پرخاش‌گری:

۱٫ دادن آگاهی به افراد ۲٫آگاهی به زشتی امر ۳٫رفع ناکامی ۴٫ایجاد محیط مصمم‌ 5.ایجاد سرگرمی و اشتغال 6.دور داشتن از جنجال‌ها و بدآموزی‌ها 7.بها ندادن به‌ لجبازی‌ها.

در تحقیقی که در زمینه بررسی وضعیت نگرش جوانان مراکز استان‌های کشور(سال‌ 81)نسبت به خشونت و پرخاش‌گری انجام گرفته،53%از آنان روحیه پرخاش‌گری‌ دارند که این مسئله می‌تواند به سرکشی آنان بینجامد.هم‌چنین 55%از آنان ویژگی‌های‌ خشم نهفته و منفعل را دارند که این مسئله نیز در جای خود قابل تأمل است و باید بیشتر آنان را درک کرد.از نتایج تحقیق فوق می‌توان استنباط کرد که 42%از جوانان بر سر نوع‌ روابط با دوستانشان یا والدین خود اختلاف دارند و روابط غیر دوستانه والدین با فرزندان‌ و سوء تفاهم بین نسل گذشته و نسل حاضر در حدود 5/2 از جوانان و والدینشان را در برمی‌گیرد.[5]

روحیه درون‌گرایی در 60%از جوانان قوی‌تر از روحیه برون‌گرایی آنان است که این‌ مسئله می‌تواند باعث ایجاد بیماری‌هایی چون افسردگی،اضطراب،وسواس و پرخاش‌گری در سطح بالایی شود.تعارض جوانان به والدین در خانواده‌هایی بیشتر دیده‌ می‌شود که به نوعی دچار مشکلات درونی هستند.


 ص62

مبحث چهارم:خشونت خانوادگی و بزه‌دیدگی

خشونت،استفاده عمدی از نیرو با قدرت فیزیکی با تهدید یا تمایل بر روی خود یا دیگری یا بر یک گروه یا جامعه است که می‌تواند آسیب یا همواره با احتمال ایجاد جراحت،مرگ،آسیب روحی،اختلال رشد یا محرومیت‌های گوناگون باشد.

"براون‌"عوامل مهمی را در خشونت‌های خانوادگی مؤثر می‌داند از جمله: مشکلات‌ زناشویی،عدم درک صحیح زنان از موقعیت خود،افسردگی،مردسالاری،فرهنگ و آداب و رسوم جوامع،انزوای اجتماعی و...[1]

اگر محیط خانواده بستر ایجاد خشونت و پرخاشگری باشد می‌تواند نقش قطعی در افزایش رفتار خشونت‌آمیز و بروز ظهور آن ایفا کند.[2]

به عقیده روان‌شناسان اجتماعی،عدم رضایت فرد از محیط و اطرافیان،ناراحتی‌ها و عقده‌هایی که طفل از پدر و مادر و مدیر و معلم و مدرسه دارد سبب پیدایش این حالت و عقده تکانی در فرد می‌شود.[3]

بررسی‌ها و تحقیقات ثابت می‌کند که تأثیر خشونت خانوادگی بر قربانی،عامل‌ خشونت و فرد ثالث است.

تأثیر بر قربانی به صورت کاهش کارآیی در محیط کار،کاهش‌ یادگیری و عدم توانایی در برقراری روابط اجتماعی است و زمینه‌ساز انواع اختلالات روانی و بیماری‌های روحی و روانی و در نهایت زمینه‌ساز رفتار انحرافی است.

تحقیق جدیدی در"لوس آنجلس و کالگاری‌"مشخص کرد افرادی که در کودکی‌ مورد تجاوز جنسی قرار گرفتند دو برابر دیگران در خطر ابتلا به مشکلات روانی از افسردگی تا هیجان‌زدگی هستند،میزان تمایل آنها به استفاده از مواد مخدر دو برابر بیشتر از دیگران است،اعتماد به نفس ندارند و در روابط صمیمانه با خود و دیگران‌ متزلزل‌اند.[4]

خشونت و اعمال آن علاوه بر کودکان و یا زنان،متوجه افراد کهن سال در خانواده‌ها می‌شود.البته جنبش زنان و کودکان در دهه‌های 60 و 70 میلادی سهم مهمی در شناخت پدیده خشونت داشتند و افکار عمومی را متوجه آن ساختند.

تعدادی از پژوهش‌ها نشان می‌دهد که اعمال خشونت،رفتاری اکتسابی است و خشونت‌های خانگی که شخص در دوران کودکی به عنوان ناظران اولیه شاهد آنها بوده و یا خود قربانی آن خشونت شده است پیامدهای سوئی بر آینده وی می‌گذارد و شخص با یادگیری رفتار،آن را از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کند؛در واقع پدر و مادران خشن‌ امروز،کودکان خشن دیروزی‌اند.

گفتار اول:راه‌های اصلاح و کنترل پرخاش‌گری:

1. دادن آگاهی به افراد 2.آگاهی به زشتی امر 3.رفع ناکامی 4.ایجاد محیط مصمم‌ 5.ایجاد سرگرمی و اشتغال 6.دور داشتن از جنجال‌ها و بدآموزی‌ها 7.بها ندادن به‌ لجبازی‌ها.

در تحقیقی که در زمینه بررسی وضعیت نگرش جوانان مراکز استان‌های کشور(سال‌ 81)نسبت به خشونت و پرخاش‌گری انجام گرفته،53%از آنان روحیه پرخاش‌گری‌ دارند که این مسئله می‌تواند به سرکشی آنان بینجامد.هم‌چنین 55%از آنان ویژگی‌های‌ خشم نهفته و منفعل را دارند که این مسئله نیز در جای خود قابل تأمل است و باید بیشتر آنان را درک کرد.از نتایج تحقیق فوق می‌توان استنباط کرد که 42%از جوانان بر سر نوع‌ روابط با دوستانشان یا والدین خود اختلاف دارند و روابط غیر دوستانه والدین با فرزندان‌ و سوء تفاهم بین نسل گذشته و نسل حاضر در حدود 5/2 از جوانان و والدینشان را در برمی‌گیرد.[5]

روحیه درون‌گرایی در 60%از جوانان قوی‌تر از روحیه برون‌گرایی آنان است که این‌ مسئله می‌تواند باعث ایجاد بیماری‌هایی چون افسردگی،اضطراب،وسواس و پرخاش‌گری در سطح بالایی شود.تعارض جوانان به والدین در خانواده‌هایی بیشتر دیده‌ می‌شود که به نوعی دچار مشکلات درونی هستند.



 ص62

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.